خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاقبت کار نظربازان به سامان می شودگرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود
۲
نه فلک تنگ است بر خورشید عالمتاب عشقلیک از کوچکدلی در ذره پنهان می شود
۳
روز ما نسبت به شب برقی است کز ابر سیاهمی نماید گوشه ابرو و پنهان می شود
۴
نیست جان کاملان را در تن خاکی قرارمی رود آسایش از گوهر چو غلطان می شود
صفحهٔ ۱ از ۲