شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کار ما از ساغر پرمی به سامان می شودمجلس ما از گل ابری گلستان می شود
۲
ناخن الماس ازکارم سری بیرون نبردمشکل من کی به سعی سوزن آسان می شود؟
۳
یوسف این زخمی که داری از عزیزان وطنمرهمش خاکستر شام غریبان می شود
۴
جای هر نیشی که از دست تو دارم بر جگرگر به هم دوزند صد زخم نمایان می شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth