خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شودچون هوا مغلوب شد تخت سلیمان می شود
۲
سرو را از طوق در زنجیر قمری می کشددر خیابان که قد او خرامان می شود
۳
روی آتشناک او در پرده شرم و حیادر سرمستی چراغ زیر دامان می شود
۴
در نظرها طاق نسیان می کند محراب راطاق ابروی تو در هر جا نمایان می شود
صفحهٔ ۱ از ۳