شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شودآب در آهن چو لنگر کرد آهن می‌شود
۲
عشق چون خورشید بر ذرات باشد مهربانعید پروانه است هر شمعی که روشن می‌شود
۳
میوهٔ شیرین اگر پیدا شود در سرو و بیدعافیت پیدا درین فیروزه گلشن می‌شود
۴
تیره‌بختی کار صیقل می‌کند با اهل دلاختر آیینه روشندل ز گلخن می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth