شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سینه‌ام از درد و داغ عشق روشن می‌شودآنچه زنگ دیگران، آیینهٔ من می‌شود
۲
کی حذر از انجم و افلاک دارد مرد عشق؟بر تن مرغ همایون دام جوشن می‌شود
۳
هرکه را از پا درآوردم به تیغ انتقامدر بیابان طلب سنگ ره من می‌شود
۴
در حقیقت مرگ خصم آیینه‌دار عبرت استغافل است آن کس که شاد از مرگ دشمن می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth