خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز احیای شب دیجور روشن می شودزین جواهر سرمه چشم کور روشن می شود
۲
خویش را زیر و زبر کن کز فروغ آفتاببیشتر ویرانه از معمور روشن می شود
۳
از خط شبرنگ می گردد نمایان آن دهنراه این تنگ شکر از مور روشن می شود
۴
با دل آزاری نگردد جمع حسن عاقبتز آتش آخر خانه زنبور روشن می شود
صفحهٔ ۱ از ۲