شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چنین چشم ترم میرآب هامون می‌شودرفته‌رفته گردبادش بید مجنون می‌شود
۲
از ضمیر صاف خود گرد تعلق شسته استقطره در دست صدف زان در مکنون می‌شود
۳
پیر دیر از خشت خم گر لوح تعلیمش کندطفل ما در هفته اول فلاطون می‌شود
۴
بس که دارد بر گلویم اشک خونین کار تنگمی‌رساند تا به لب خود را نفس خون می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth