شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر دو روزی خاکمال آن گلعذارم می دهدتوتیای دیده از خط غبارم می دهد
۲
ساغر لبریز می ریزد ز دست رعشه داروصل کی تسکین جان بیقرارم می دهد
۳
می رساند جان به لب قاتل مرا از انتظارتا دم آبی ز تیغ آبدارم می دهد
۴
دیده تر کاغذ ابری شد از خشکی مراهمچنان گردون سنگین دل فشارم می دهد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth