خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهدشورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد
۲
نیست از سنگین دلیها گر نگریم در وداعزخم تیغ تیز خون را دیر بیرون می دهد
۳
شکر می گردد شکایت بر زبان عاشقانمی خورد خون، جوهر این شمشیر بیرون می دهد
۴
دایه هر خونی که از بدخویی طفلان خورداز محبت در لباس شیر بیرون می دهد
صفحهٔ ۱ از ۲