شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسیدداد جان این صید بسمل تابه حیرانی رسید
۲
مزد تسلیم است دارد عشق اگر قربانییگشت چون تسلیم اسماعیل، قربانی رسید
۳
چون رسد وقت رهایی قفل می گردد کلیدخواب در آخر به داد ماه کنعانی رسید
۴
قامت خم مرکب چوگانی راه فناستعذر را بر طاق نه، چون اسب چوگانی رسید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth