خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دغل کی بگزیند دل یارم یاریکی فریبد شه طرار مرا طراری
۲
کی میان من و آن یار بگنجد موییکی در آن گلشن و گلزار بخسپد ماری
۳
عنکبوتی بتند پرده اغیار شودهمچو صدیق و محمد من و او در غاری
۴
گل صدبرگ ز رشک رخ او جامه دریدحال گل چونک چنین است چه باشد خاری
صفحهٔ ۱ از ۳