خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوخی میخانه از محراب می باید کشیداز سراب خشک، ناز آب می باید کشید
۲
صحبت آیینه رویان زنگ از دل می بردباده روشن شب مهتاب می باید کشید
۳
می کند کار می و مطرب سرود بلبلانوقت گل دست از شراب ناب می باید کشید
۴
وسعت دریا پریشان می کند زلف حواسخویش را در حلقه گرداب می باید کشید
صفحهٔ ۱ از ۶