خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در سر پل باده چون سیلاب می باید کشیدمی به کشتی در کنار آب می باید کشید
۲
می توان تا چشمی از روی گلستان آب دادپرده نسیان به روی خواب می باید کشید
۳
کم نه ای از بلبل و قمری درین بستانسراناله ای چند از دل بیتاب می باید کشید
۴
در سیاهی می کند می کار آب زندگیدر دل شبها شراب ناب می باید کشید
صفحهٔ ۱ از ۲