خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوش گل شد باده سرجوش می باید کشیدحلقه از ساغر به گوش هوش می باید کشید
۲
گلشن از نازک نهالان یک تن سیمین شده استباغ را چون ابر در آغوش می باید کشید
۳
در لب خاموش ساغر گفتگو بسیار هستپنبه چون مینای می از گوش می باید کشید
۴
باده گلرنگ را با ساقیان گلعذاربر رخ گلهای شبنم پوش می باید کشید
صفحهٔ ۱ از ۳