شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۷۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرکشی از زلف آن خودکام می باید کشیدوحشت چشم غزال از دام می باید کشید
۲
می به روی تازه رویان نشأه دیگر دهددر بهاران باده گلفام می باید کشید
۳
این که گردن می کشی چون شیشه، ای زاهد زدورتا برآیی زین کشاکش جام می باید کشید
۴
روز نورانی بود مستغنی از شمع و چراغباده روشن به وقت شام می باید کشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth