خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سرم چون شمع آخر سوز پنهان سر کشیدز آنچه دامن می کشیدم از گریبان سر کشید
۲
می شود روشنتر از آبی که افشاند زچشمهر که را چون شمع آتش از گریبان سر کشید
۳
سرو نتوانست چون قمری درین بستانسرابا کمال سرکشی از طوق فرمان سر کشید
۴
کیست گردون تا نباشد تابع فرمان عشق؟چون تواند مشت خاشاکی زطوفان سر کشید؟
صفحهٔ ۱ از ۳