خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۷۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل نیاسود از تردد تا نشد منزل سفیدکرد ما را رو سفید آخر، که روی دل سفید!
۲
بوی پیراهن نیامد، پیر کنعان تا نکرداز دو چشم خود در دولتسرای دل سفید
۳
چشم ما آب سیاه آورد از بس انتظارتا شد از دامان صحرای طلب منزل سفید
۴
حلقه بیرون در آتش است از نور شمعچون سپند ما تواند شد درین محفل سفید؟
صفحهٔ ۱ از ۳