خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر لعل لبش در تلخی دشنام میپیچدز شیرینی زبانش بوسه در پیغام میپیچد
۲
گل امیدواری میتوان چید از عتاب اوبه ظاهر گرچه گوش آرزوی خام میپیچد
۳
دل پرخون عاشق میشود گلگونه رویشبه این عنوان اگر آن زلف عنبرفام میپیچد
۴
درین صحرا که دامن بر کمر بسته است کهسارشزهی غافل که پا در دامن آرام میپیچد
صفحهٔ ۱ از ۲