خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا آه از خموشی در دل دیوانه می پیچدکه از بی روزنیها دود در کاشانه می پیچد
۲
زخال دلفریب او رهایی چشم چون دارم؟که بر بال و پر من همچو دام این دانه می پیچد
۳
دل دیوانه ای جسته است پنداری ز زندانشکه چون زنجیر بر خود طره جانانه می پیچد
۴
تو از آمیزش عشاق پهلو می کنی خالیوگرنه شعله بر بال و پر پروانه می پیچد
صفحهٔ ۱ از ۵