خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گرددکه مار از امتداد روزگاران اژدها گردد
۲
زخورشید سبکسیرست نعل سایه در آتشزهی غافل که شاد از سایه بال هما گردد
۳
نقاب چهره امید باشد گرد نومیدیغبار دیده یعقوب آخر توتیا گردد
۴
پشیمانی ندارد جان به آن جان جهان دادنیکی صد می شود آن زر که صرف کیمیا گردد
صفحهٔ ۱ از ۲