خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خط آیینه روی که جوهردار میگردد؟که در پیراهن آیینه جوهر خار میگردد
۲
خجالت میکشم از نامههای بیجواب خودکه بار خاطر آن رخنه دیوار میگردد
۳
جدا از پرتو رخسار او آیینهای دارمکه صیقل تا کمر در سبزه زنگار میگردد
۴
قدم از خار میدزدیدم از کوتاهبینیهاندانستم که خار پا گل دستار میگردد
صفحهٔ ۱ از ۳