شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۸۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر تو ما را به جفای صنمان ترسانیشکم گرسنگان را تو به نان ترسانی
۲
و به دشنام بتم آیی و تهدید دهیمردگان را بنشانی و به جان ترسانی
۳
ور به مجنون سقطی از لب لیلی آریهمچو مخمورکش از رطل گران ترسانی
۴
من که چون دیگ بر آتش ز تبش خشک لبمگوش آنم کم از آن چرب زبان ترسانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth