خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بالیدن ترا هردم لباسی تازه میگرددنگنجد در قبا حسنی که بیاندازه میگردد
۲
که را ای غنچهلب این لعل میگون است از خوبان؟که صد برگ از تماشایش گل خمیازه میگردد
۳
نباشد لالهای حاجت جگرگاه بدخشان راکجا رخسار او منتپذیر از غازه میگردد؟
۴
ز خط هر چند شد زیر و زبر مجموعه حسنتهمان از طاق ابروی تو ایمان تازه میگردد
صفحهٔ ۱ از ۲