خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زشکر خنده پنهان او دل تازه می گرددز احسان نهانی جان سایل تازه می گردد
۲
مشو زنهار از یکتایی محمل نشین غافلزشوخی گرچه در هر جلوه محمل تازه می گردد
۳
مروت نیست چون باد سحر پیچد به دامن پاسبکروحی که از رفتار او دل تازه می گردد
۴
شکفت از غنچه پیکان او گلگل دل تنگمکه جان از صحبت یاران یکدل تازه می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲