خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگاه آشنا در چشم او بیگانه می گرددمسلمان کافر حربی درین بتخانه می گردد
۲
درین محفل خبر از نور وحدت عارفی داردکه بر گرد سر هر شمع چون پروانه می گردد
۳
مشو از تیغ رو گردان که چون صدچاک گردد دلسراسر در حریم زلف او چون شانه می گردد
۴
چه کیفیت زمی با بخت وارون می توان بردن؟که نقل می به دستم سبحه صددانه می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲