خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سفیدی پردهدار چشم خونپالا نمیگرددکف دریا ز طوفان مانع دریا نمیگردد
۲
ز شوق پایبوس بحر در سر آتشی دارمکه سیل من غبارآلود از صحرا نمیگردد
۳
مکن با عشق ای عقل گرانجان دعوی بینشکه کوه قاف همپرواز با عنقا نمیگردد
۴
به صد امید دل را صیقلی کردم، ندانستمکه در آیینه آن آیینهرو پیدا نمیگردد
صفحهٔ ۱ از ۳