خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به الزام پیاپی مدعی ملزم نمی گردداگر صد سال اندامش دهی آدم نمی گردد
۲
دل معمور را سامان پیچ و تاب نمی بایدبه قد خم کسی سر حلقه ماتم نمی گردد
۳
چرا تصدیع بی حاصل دهم خار مغیلان را؟نمازی دامنم از چشمه زمزم نمی گردد
۴
به دریا کن دل ای ساقی و خم را در میان آورسر ما گرم ازین پیمانه کم کم نمی گردد
صفحهٔ ۱ از ۲