خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شود خرج زمین هر سر که سودایی نمی گرددنشیند در گل آن کشتی که دریایی نمی گردد
۲
فروغ شمع را فانوس نتواند نهان کردننظر بستن حجاب نور بینایی نمی گردد
۳
رعونت مانع است از بردباری سربلندان رابه گردبار سرو از راه رعنایی نمی گردد
۴
الف با هر چه پیوندد علم باشد به تنهاییدو تا سر رشته وحدت زیکتایی نمی گردد
صفحهٔ ۱ از ۲