خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۸۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط مشکین او سودای عنبر را به جوش آردنگاه گرم او خون سمندر را به جوش آرد
۲
به جوش آورد خون صبح را روی چو خورشیدشچو طفلی کز محبت شیر مادر را به جوش آرد
۳
به اندک روی گرمی بوالهوس بیتاب می گرددشراری می تواند سایه پرور را به جوش می آرد
۴
نوای عشقبازان گرمیی در چاشنی داردکه طوطی در نی افسرده، شکر را به جوش آرد
صفحهٔ ۱ از ۳