خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۸۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر امشب بر من باشی و خانه نروییا علی شیر خدا باشی یا خود علوی
۲
اندک اندک به جنون راه بری از دم منبرهی از خرد و ناگه دیوانه شوی
۳
کهنه و پیر شدی زین خرد پیر گریزتا بهار تو نماید گل و گلزار نوی
۴
به خیالی به من آیی به خیالی برویاین چه رسوایی و ننگ است زهی بند قوی
صفحهٔ ۱ از ۴