شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از ان سرو از درختان سرفرازی بیشتر داردکه با دست تهی صد بینوا را زیر پا دارد
۲
به کیش مردم بیدار دل کفرست نومیدیچراغ اینجا امید بازگشتن از شرر دارد
۳
از ان جوش نشاط از سینه خم کم نمی گرددکه از معموره آفاق خشتی زیر سر دارد
۴
به دامانش نیاویزم، به دامان که آویزم؟همین صبح است در عالم که آهی در جگر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth