شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر داردکه نخل ایمن نباشد از تزلزل تا ثمر دارد
۲
ز ابراهیم ادهم پرس قدر ملک درویشیکه طوفان دیده از آسایش ساحل خبر دارد
۳
نگردد سد راه عاشقان دنیا و اسبابشکه پیش صف رساند خویش را هر کس جگر دارد
۴
ندارد دیده کوتاه بینان ناخن کاوشوگرنه در گره هر قطره دریای گهر دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth