شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا چشمی که بر روی عرقناکی نظر داردخوشا ابری که آب از چشمه خورشید بردارد
۲
مشو ایمن زچشم شرمگین آن کمان ابروکه چندین تیغ بی زنهار در زیر سپر دارد
۳
نباشد دور از سیمین بران اسباب خودبینیکه صبح آیینه خورشید را در زیر سر دارد
۴
چو بینم شیشه ای خالی زمی خونم به جوش آیدرگ ابری که بی آب است حکم نیشتر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth