خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر داردبهم غلطیدن گلها تماشای دگر دارد
۲
زکوکو گفتن قمری چنین معلوم می گرددکه نعل طوق در آتش زبالای دگر دارد
۳
زنبض بیقرارش می توان دریافت این معنیکه در مدنظر این موج دریای دگر دارد
۴
در این صحرای پروحشت نفس را راست چون سازد؟که صید وحشی من رو به صحرای دگر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳