خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بجز تشویش خاطر عالم فانی نمی داردجهان دارالامانی غیر حیرانی نمی دارد
۲
نباشد هیچ بنیادی زسیل حادثات ایمنبغیر از خانه بر دوشی که ویرانی نمی دارد
۳
زخورد و خواب بگذر گر دل بیدار می خواهیکه بیداری زپی خواب تن آسانی نمی دارد
۴
سحرخیزی ز آب زندگی سیراب می گرددکه دست از دامن شبهای ظلمانی نمی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳