خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن رنگ اثر از سینه افگار می گیردنسیم ساده دل بوی گل از گلزار می گیرد
۲
تماشای رخش در پرده می کردم، ندانستمکه این آیینه از آب گهر زنگار می گیرد
۳
که در بیرون در مانده است کامشب بوستان پیرابه جوش لاله و گل رخنه دیوار می گیرد؟
۴
فریب عقل خوردم، دامن مستی رها کردمندانستم که اینجا محتسب هشیار می گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳