شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زخود هر کس که بیرون رفت کی با همرهان سازد؟که مسکن نیست بوی پیرهن با کاروان سازد
۲
ندارد پرده پوشی پای خواب آلود چون دامنهمان بهتر که تیر کج به آغوش کمان سازد
۳
به نرمی خصم بد گوهر حصار عافیت گرددکه مغز از چرب نرمی عمرها با استخوان سازد
۴
هلال عید می سازد قد خم گشته ما راهمان عشقی که در پیری زلیخا را جوان سازد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth