خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازددل چون موم را سنگین تر از فولاد می سازد
۲
به صد امید دل دادم به دست او، ندانستمکه مصحف راز شوخی طفل کاغذ باد می سازد
۳
به آب زندگی شوید غبار از خویش، تردستیکه دیوار یتیمی را چو خضرآباد می سازد
۴
مشو ای دشمن جانها زحال کشتگان غافلکه گل از خنده روح بلبلان را شاد می سازد
صفحهٔ ۱ از ۲