خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازدکه دل خوردن مرا از زندگانی سیر می سازد
۲
زآهو تا جدا شد نافه چون دستار شد مویشغریبی در جوانی آدمی را پیر می سازد
۳
مرا بس در میان دور گردان این سرافرازیکه مکتوب مرا جانان نشان تیر می سازد
۴
خموشی خوب می گوید جواب هرزه گویان رانسیم بی ادب را غنچه تصویر می سازد
صفحهٔ ۱ از ۳