خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم من عالم بیدرد را غمخواره می سازدمسیحا را علاج درد من بیچاره می سازد
۲
همین بس شاهد یکرنگی معشوق با عاشقکه بلبل عاشق است و گل گریبان پاره می سازد
۳
چرا بر کوه پشت خویش چون فرهاد نگذارد؟سبکدستی که صد شیرین زسنگ خاره می سازد
۴
زهر کس نامه ای آید، زند چون شاخ گل بر سرهمین آن سنگدل مکتوب ما را پاره می سازد
صفحهٔ ۱ از ۲