خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زشکر خنده لعل او روان را تازه می سازدمی گلرنگ وقت صبح جان را تازه می سازد
۲
یکی صد شد زخط کیفیت لبهای میگونششراب کهنه جان میکشان را تازه می سازد
۳
قیامت می کند در خنده دندان نما آن لبشراب لعل وقت صبح جان را تازه می سازد
۴
غبار کلفت از دل شست رخسار عرقناکشکه روی تازه گل باغبان را تازه می سازد
صفحهٔ ۱ از ۴