خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبش از خنده دندان نما جان تازه می سازدشراب صبح جان می پرستان تازه می سازد
۲
اگرچه صفحه روی تو از خط کافرستان شدهمان صبح بناگوش تو ایمان تازه می سازد
۳
نظر سیراب می گردد چو یاقوت از تماشایشسفالی را که آن خط چوریحان تازه می سازد
۴
غبار خاطر من بیش می گردد زتردستانزمین تشنه را هر چند باران تازه می سازد
صفحهٔ ۱ از ۲