شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فرنگی‌طلعتی کز دین مرا بیگانه می‌سازداگر در کعبه رو می‌آورد بتخانه می‌سازد
۲
گهر بخشند مردان در عوض سنگ ملامت رابه پیری می‌رسد طفلی که با دیوانه می‌سازد
۳
چراغ حسن را دست دعا فانوس می‌گرددخموشی نیست شمعی را که با پروانه می‌سازد
۴
ز حیرانی به جا مانده است دل در سینه‌ام، ورنهکجا با دانه تفسیده هرگز دانه می‌سازد؟
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth