شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به داغی عشق کار مردم دیوانه می‌سازدخوش آن ساقی که کار بحر از پیمانه می‌سازد
۲
زبان برق عالم‌سوز کوتاه است از ان خرمنکه از بهر دهان مور قفل از دانه می‌سازد
۳
ز همکاری بلایی نیست بدتر اهل غیرت راجنون بر هرکه زور آرد مرا دیوانه می‌سازد
۴
چنین گر رخنه در جان می‌کند زلف سبک‌دستشبه اندک فرصتی از استخوانم شانه می‌سازد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth