خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خمار باده مهر دوستان را کینه می سازدکدورت صبح شنبه را شب آدینه می سازد
۲
غباری از لباس فقر بر دل نیست صوفی رابه روی تازه به با خرقه پشمینه می سازد
۳
رخش از حلقه خط می کند پیدا نظربازانچه طوطیها زموم سبز این آیینه می سازد
۴
ندارد نشأه سرجوش درد عالم امکانمرا جان تازه یاد مردم پیشینه می سازد
صفحهٔ ۱ از ۲