شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمی‌سازدشراب تند ما با شیشه و ساغر نمی‌سازد
۲
نمی‌دانم به خونریز که شد آلوده مژگانشکه شوق زخم، خون را در جگر نشتر نمی‌سازد
۳
به روی مهر، صبح از ساده‌لوحی پرده می‌پوشدنمی‌داند که حسن شوخ با چادر نمی‌سازد
۴
نگردد سایه بال هما دام فریب ماسر خورشید عالم‌سوز با افسر نمی‌سازد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth