خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدامین روز بر حالم دل خارا نمی سوزد؟ز اشک آتشینم دامن صحرا نمی سوزد
۲
کدامین روز اشک من به دریا روی می آرد؟که همچون شمع، ماهی در دل دریا نمی سوزد
۳
بود دلسردیی لازم کمال عشقبازی راکه عاشق تا به کام دل نسوزد وا نمی سوزد
۴
من گریان سراپا سوختم از داغ تنهاییکه می گوید در آتش چوب تر تنها نمی سوزد؟
صفحهٔ ۱ از ۳