شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا صد آه یکبار از دل صد چاک می خیزدبه قدر شق سیاهی از زبان خامه می ریزد
۲
صفای ظاهر از دل کی زداید زنگ باطن را؟همان دود از نهاد شمع کافوری سیه خیزد
۳
به تردستی زبان خصم را کوتاه کن از خودکه خار تر به دامن راهرو را کمتر آویزد
۴
سیاهی کی برد رخت سفید از طینت زاهد؟همان دود از نهاد شمع کافوری سیه خیزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth