شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مستی آه خون آلود از دل بیشتر خیزدکه خونبارست هر ابری که از دامان تر خیزد
۲
به آهی می تواند خواست عذر نارساییهازمستی هر که نتواند زجای خود سحر خیزد
۳
به زهر چشم گردون ستمگر می دهد آبشاگر خاری پی آزار من از جای برخیزد
۴
نه از صیقل گشادی شد نه از روشنگر امدادیمگر در آب گشتن زنگ ازین آیینه برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth