خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ناقص به روشن گوهری واصل تواند شدچو ماه نو به اندک فرصتی کامل تواند شد
۲
کجا واصل به این بی دست و پایی دل تواند شد؟چه قطع ره به بال افشانی بسمل تواند شد؟
۳
ندارد گرچه راه کعبه مقصود پایانیکند هر کس سفر در خویشتن منزل تواند شد
۴
اگر از منقار بلبل بر ندارد مهر خاموشیدرین بستانسرا با غنچه ها یکدل تواند شد
صفحهٔ ۱ از ۶